تبليغاتX
Doyen Vulture

Doyen Vulture

واگویه های ذهن بیمار یک کرکس پیر از همه جا رانده(اپیزود سوم)

گاهی وقتها آدم واقعاً چیزی نداره بگه جز تاسف...

ماه شب افروز چو پنهان شود / شب پره بازیگر میدان شود

+ نگاشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:44  توسط کرکس پیر  | 

درختی که تلخست وی را سرشت/ گرش بر نشانی به باغ بهشت

ور از جوی خلدش بهنگام آب / به بیخ انگبین ریزی و شهد ناب

سرانجام گوهر به بار آورد / همان میوه ی تلخ بار آورد

این هفته تو یه بازی داور چهارتا پنالتی نگرفت تو یه بازی برخورد(؟) از فاصله نیم متری رو در دقیقه ی نود و سه گرفت.

کل یوم اجمعین حال گیری.نمایشگاه کتاب رو هم امسال تحریم کردم.پارسال پدرم دراومد یه کتاب هم نتونستم بخرم رفتم انقلاب هر چی خواستم بود.با این که از انقلاب دل خوشی ندارم ولی انقلابه دیگه چه فرانسه چه ایران.

امروز کابوس دیدم برمن ببخشایید

+ نگاشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:38  توسط کرکس پیر  | 

تلفن خونه قطعه مام به تبع کمرنگیم

داستان کوتاهی از ایتالو کالوینو خوندم که خیلی جالب بود نوشته بود ارتش سربازانشو مجبور کرد که برن کتابخونه و کتابهایی رو که در اون از مذمت جنگ و ارتش نوشته بودن رو جمع آوری ونابود کنند.سربازان رفتند و کتابخون اومدن بیرون و از ارتش استعفا دادن و هر روز کارشون شد کتاب خوندن و بحث درباره ی اونا...کاش سانسور چی های مام این شکلی بودن.

کافی نتم...بهرام که خود گور گرفتی همه عمر حالا حکایت ماست.

+ نگاشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:49  توسط کرکس پیر  | 

چن بار بت گفتم این سوزن موزنارو ننداز زیر دست و پا.اَی کارد مارد تو اون شیکم میکمت بخوره چه قده هول می زنی؟حرف مرف هم هیچی حالیت مالیت نیس؟این همه کتاب متاب خوندی از زندگی مندگی هیچی نفهمیدی هیچی.نه چار تا کلوم حرف نه چارتا کلوم مرف.

از ریموند کارور چیز میزی خوندین؟

آقا استقلال بالاخره برد.خوشحالیم.آقا شاخیم واسه قهرمانی در هر سه جام.این جور که جوات خیابونی حساب کرده اگه سپاهان بازی آخر پرسپولیسو بزنه و همه ی تیما بازی هاشونو ببازن(؟) استقلال شانس قهرمانی داره تو لیگ.بالاخره جوات خیابونی حرفش حرفه این کاره ست.گفته بود راه آهن گربه سیاه استقلاله.فقط نمی دونم چرا در بیست و هفت سال اخیر نتونسته استقلالو ببره؟

نشد یک بار صدای تلویزیونو موقع گزارش جوات خیابونی قطع نکنم و ...نشد.اصلا بلد نیس گزارش مزارش کنه اوصولا فوتبال موتبال* انگار حالیش نیس.

------------------------------------------------------------

*شرمنده نوشت:

*با عرض معذرت از کلیه گیلانی ها

 

+ نگاشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 17:53  توسط کرکس پیر  | 

نیچه میهمان ناخوانده ی قرن جدید را هیچ انگاری نام نهاده بود.مدتهاست می بینم کسی از اطرافیانم دچار مشکلی می شود همه ی دنیا را به هیچ می انگارد و ...انگار میهمان نه از در بلکه از پنجره سالیانی ست که وارد شده.

میهمان گر چه عزیز است ولی همچو نفس / خفه می سازد اگر آید و بیرون نرود.

بنا به حساب و کتاب این دویستمین پست بنده ست(با جمع وبلاگ قبلی).دویستمین پست را تقدیم می کنم به دوست خوبم آلوچه.هر چه از خوبی و صفایش در دوستی بگویم کم گذاشته ام و کم گفته ام.هیچ پستی از این دویست پست بدون کامنتی از ایشان ندارم.

 

+ نگاشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:37  توسط کرکس پیر  | 

برای دموکراسی پیشرفت و آزادی در جامعه شاخص های زیادی در نظر گرفته شده و بیشتر این پارامترها و شاخص ها به نوعی با هم در ارتباط هستند مثل نشر کتاب،درصد بی سوادی،رفاه اجتماعی،امنیت،محیط زیست،درصد جرم و جنایت و مجازات،پارلمان قوی،درآمد سرانه،تولید ناخالص ملی و... ولی یک شاخص می تواند کمی مستقل بوده و از همه مهم تر باشد آن هم وضعیت زنان در یک جامعه است.

شیخی(الان مرحوم شده) نامه ای نوشت به برتراند راسل درباره ی نظریه ی کوانتوم و جبر و اختیار،راسل چنان که رسم انگلیسی های آداب دان است نامه ای سه سطری نوشت و تشکر کرد و گفت منظور من را تاحدی نگرفته اید.شیخ باز نامه ای بسیار مفصل تر نوشت درباره ی کمال طلبی و سئوالاتی از آن فیلسوف انگلیسی کرد،خطاب آمد در دو سطر که چنین نیست و عرصه ی فلسفه و نظریات قطعی نیست و کمال هم در این زمینه مبهم است و البته بازهم تشکر.شیخ باز هم گیر داد تازه این بار ارشاد هم می کرد در باره ی عشق به انسانیت و پرسش هایی کرد از منظر ایدئولوژی خودش درباره ی اخلاق و ارزش ها.این بار جواب نیامد.

ببخشید ولمون کن بابا به انگلیسی چی می شه؟

 

+ نگاشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 16:17  توسط کرکس پیر  | 

ما که به دادگاه عدل الهی هنوز ایمان کامل نیاورده ایم مجبوریم به نیمه بیدادگاه دولتی پناه بریم تا بلکه تاوان ساده دلی و نامرادی مان را از او بگیریم.سخت است حوالت دادن به فردایی که در امروزش مانده ای.خیلی سخت تر است از یکی شکایت بردن به جایی.اما...امروز جلسه ی اول بود رای هم به نفع بنده اما  نتیجه ای نگرفتیم.حداقل این وسط من اگر به عدل و داد ایمان نداشته باشم به حرفم اعتقاد دارم.دنیا جای کم رو هایی مثل من نیست دیگر."ر" رفاقت ...ید به ما تا رو دار شویم.امان از این Triple R.رونالدو ریوالدو رونالدینیو.

عجب کتاب زیبایی ست این ((دفترچه ی خاطرات و فراموشی)).وصفش را بسیار از دوستان کتاب خوان شنیده بودم.کیفی دارد خواندنش.مرسی به محمد قائد.

از سیاست هم کمتر می گویم چون خودتان دیدید که چه شد.فعلا کار جوییم.بی کاری بد اذیت می کند لامصب.وزیر کشور هم کشش ور آمد.تا فتح باقی قله ها چیزی باقی نیست و بعد سقوط آزاد.

 

+ نگاشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 15:12  توسط کرکس پیر  | 

درین سرما،گرسنه،زخم خورده / دویم آسیمه سر بر برف چون باد

و لیکن عزّتِ آزادگی را / نگهبانیم،آزادیم،آزاد    "اخوان ثالث"

به قول یکی از وبلاگ نویس های معروف،دچار یبوست ذهنی شده ام.چیزی دارم بنویسم و چیزی نمی توانم بنویسم.چیزی می توانم بنویسم و چیزی ندارم بنویسم.

یک نفر هی می گوید دشمن دشمن،یک نفر هی می گوید ملت ملت.تریبون هم بیست و چهار ساعته در اختیار این دو است.جدیدا هم که همه ی دولتیان به جز یک نفر خائن شده اند.من نمی دانم دانش جعفری که سه سال فرمان اقتصاد دولت را به عهده داشته(و به نظرم متین ترین و موجه ترین فرد این دولت بود) چرا سه سال ایستاد؟ایستاد که چه بکند؟که بعد از سه سال در مراسم تودیعش مثلا راز گشایی کند؟یعنی این هایی را که گفت ما نمی دانستیم؟بنده ی خدا ما مدتهاست در لوله بخاری روزگار می گذرانیم سیاه کردن ما بسی سخت است.چه کنیم که بسته پاییم.

 

+ نگاشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 12:18  توسط کرکس پیر  | 

دروغ بی شخصیتی بی اخلاقی همه با هم تجلی روح ایرانی.سقوط آزاد یک لحظه ست.با شتاب می افتد و می خورد به زمین هر چه ارتفاع بیشتر شتاب بیشتر و برخورد شدیدتر.روح ایرانی سال هاست به کما رفته.تو روحت ای ایرانی

«ملت ایران از حقوق هسته ای خود سر سوزنی دفاع(؟) خواهد کرد» دقیقا همین را دیدم نوشته بودند.مانده ام فقط این ملت ایران کیست؟دوست دارم ببینمش و بگویم چطوری کلک؟

دوست ندارم بگویم ولی امسال سال خشکسالی ست.باران نباریده و گیلان امسال تقریبا تولید برنج نخواهد داشت.از طرف اداره ی کشاورزی و آبیاری پارچه نوشته هایی دیدم که در پایان فصل برداشت به کشاورزان مبلغی به عنوان جبران خسارت داده خواهد شد.ما کشور کم آبی هستیم خشکسالی هم که داریم ولی...با طرح های آبخیزداری و از آن مهم تر آبخوان داری می شد آبهای سطحی و زیر زمینی را بهتر مهار کرد ذخیره کرد تا...امسال برای کشاورزان سال بسیار بسیار سختی ست.

 

 

+ نگاشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 15:16  توسط کرکس پیر  | 

مدیریت بر جهان؟ "داداش بیل زنی؟باغچه ی خودتو بیل بزن"

به امید و فضل خدا امسال جایزه ی بهترین منتقد دولت به رییس دولت خواهد رسید.ایشان شدیدا از زیر دستان خودش انتقاد کرده و با مردم درد دل داشته اند.در این راستا این یادداشت زیبای مسیح علی نژاد رو بخونین که بعد از مدتها یه ژورنالیست داد و بیداد راه نینداخت و حرف دل ما رو زد.خوندنش دو حال برام پیش آورد خشم و خوشی.خشم از این نامردی و نامرادی و خوشی از این که با غیرتی بلند شد و نوشت اون هم در روزنامه ی ملی.

به سلامتی و میمنت شربت تریاق هم در کشور تولید شد تا در سال نوآوری و شکوفایی اهل شوخت و شاژ از این نوآوری به شکوفایی برسند.نوشدارو این بار قبل اژ مرگ شهراب رشید.

من این حدیث نوشتم چنانکه غیر ندانست / تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

 

+ نگاشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 14:10  توسط کرکس پیر  |